بین دو ابرو را نشانه بگیر و شلیک کن

درخواست حذف این مطلب

امشب که رسیدم گفت تو راه تا اینجا به چی فکر میکردی؟ اول بغض صدام گرفت بعد گفتم تمام طول مسیر داشتم ذهنم رو متمرکز کنم یه موضوعی رو ازتون پنهان کنم. گفت میخوای بگی؟

کاش میشد بهت دروغ بگم.

لفاظی

درخواست حذف این مطلب

گفت ببخشید که واقعیتها رو گفتم و ناراحتت .

گفتم عزیزم شما واقعیت ها رو در قالب کلمات تف کردی تو صورت بنده؛ منم استعدادش رو دارم فقط دلم نمیاد...


ما چه غم داریم از غم دست پرورد غمیم

درخواست حذف این مطلب

کل نفس ذائقه الموت؛ یعنی دور نیست ما هم کوله برداریم بریم همونجا

عزیز داریم تا عزیز

درخواست حذف این مطلب
گفتم موهای سفید عزیزن.
گفت از نظر تو که تاول های کف پا هم عزیزن!

نیمی خواب، نیمی بیداری

درخواست حذف این مطلب
خواب دیدم سر گودبرداری رفتم کف زمین آزمایش خاک انجام بدم؛ خاک نشست کرد و من افتادم در شکاف و روی سرم پر از خاک شد. بعدش هم ی پیدام نکرد.

همیشه عزیزِ من*

درخواست حذف این مطلب
صبح با صدای بارون بیدار شدم. خونه گرم بود . خونه تا شماها رو داره دلگرمی داره؛ میشه همیشه باشید؟

کوچ دوم

درخواست حذف این مطلب
شجاعتت رو در غلط بودن تحسین میکنم .

شلغم دیگه نیست!

درخواست حذف این مطلب
امروز شلغم یدم کیلویی 4 تومن حدودا . به فروشنده گفتم هفته پیش هزار تومن ارزون تر بود که! گفت اینجا ایرانه دیگه! گویا من خودم از لوکیشنم خبر نداشتم اون بزرگوار اطلاع رسانی کرد.

دل بَر

درخواست حذف این مطلب

پشت یک وانت نوشته بود:

هرچی باشه می بریم؛ بجز دل!

اگر اینجا رو خوندین ببخشید

درخواست حذف این مطلب
عیبِ روانشناس ها این هست که حواسشون نیست گاها ما دیوهایی هستیم که شیشه عمرمون رو به اونها میسپریم؛ بی محابا هر حرفی رو پیش میکشن و با شیشه عمر ما سامبا می ن.

کجا بریم داد بزنیم؟!

درخواست حذف این مطلب

پرسید اون شب که صدات گرفت بس که جیغ و داد کردی و گریه و .... همش که بخاطر نبود؛ بود؟

گفتم نه؛ یه کم دادِ نزده داشتم که دلیل قانع کننده براش نداشتم. اون شب دیدم مجالش فراهم شده.

چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی*

درخواست حذف این مطلب
شوق می باره از دقیقه های این هفته.

غارِ من

درخواست حذف این مطلب
گفتم دلگیر نشی از حرفم؛ ولی من از حرف زدن با تو ناامید شدم. خوب بیش از همه هم با تو حرف میزنم.
اما الان حس میکنم اشتباه . حرف زدن حتی اگر نتیجه دلخواه ما رو تامین نکنه بی اثر هم نیست. خوشحالم بهش گفتم که ناامیدم و امیدوارم کرد.

پیدای من شو

درخواست حذف این مطلب
"من تو رو از خودت بهتر میشناسم" یه ادعاست.
اما من پیدات ؛ کم کم و به آهستگی.
هربار به تو فکر میکنم حس میکنم به سنگ های کف یه رودخونه کم عمق نگاه میکنم که نمیترسم غرقم کنه.

گفتم غم تو دارم*

درخواست حذف این مطلب
حالا حتی اگر این غم به سر نیاید هم باز این داشتنت مرا بس؛ گیرم تو غم من باشی؛ این یعنی از آنِ منی.

پدرمادرها هروقت برن زوده*

درخواست حذف این مطلب

گفت ریه های پدرش عفونت کرده و سکوت کرد. گفتم خوب میشه؛ گفت خوب نشه دنیای بدون بابا نمیدونم چه شکلیه! چیزی نداشتم بگم.هیچی


کجا بریم داد بزنیم؟!

درخواست حذف این مطلب

پرسید اون شب که صدات گرفت بس که جیغ و داد کردی و گریه و تهوع و سردرد و سرگیجه .... همش که بخاطر نبود؛ بود؟

گفتم نه؛ یه کم دادِ نزده داشتم که دلیل قانع کننده براش نداشتم. اون شب دیدم مجالش فراهم شده.

بهشتِ بی تفاوتی

درخواست حذف این مطلب
اینکه وقتی از یکی دلخورم ، ابراز نمیکنم؛ از ناتوانیم در بیان حس ناشی میشه یا دورویی و ظاهرسازی؟

خودکفایی

درخواست حذف این مطلب
بابابزرگم داشت تعریف میکرد زمان رضاشاه کِی اینجوری بودن! بابا گفت یعنی میفرمایید اینا رو از خارج وارد ؟! جرئت نداشتیم بخندیم انقدر بحث جدی بود!

هتل تعطیلات

درخواست حذف این مطلب
تقویم رو نگاه ! دفعه بعد که سه روز پشت سر هم تعطیلم 29 اسفند و اول و دوم فروردین هست :) قلبم طاقت این حجم از شادی رو نداره.

کنترل درونی

درخواست حذف این مطلب
میخواستم اکانت تلگرام پاک کنم. فکر کنم بعد از 12 ماه! بعد یادم اومد روی وبلاگ دچار خوندم این کارها شکلی از جلب توجه هست. فلذا خودم رو مدیریت و از خیرش گذشتم.

شیب منحنی

درخواست حذف این مطلب
ذائقه م تغییر کرده؛ علاوه بر ذایقه چشایی ،ذائقه ی حسیم هم متفاوت شده. من ترشی و بادمجون و سیر و کله پاچه اصلا دوست نداشتم؛ تنهایی رو دوست نداشتم اما الان از همه ش لذت می برم.

حواسم به صدات پرت شد، حرفت رو نشنیدم

درخواست حذف این مطلب
نمیدونست من کجا سیر میکنم که! شکوه میکرد چرا حواست نیست.

پذیرش

درخواست حذف این مطلب

بابا گاهی تذکری حرفی و اغلب سکوت

بچه تر که بودم میگفتم بابا چرا بی تفاوتی؟

الان که بزرگ تر شدم میفهمم بزرگتری سکوت میطلبه فرصت دادن نیاز داره و نادیده گرفتن خطاها و دوباره با آغوش باز پذیرفتن.

مگه دست خودته که پیدا نشی!

درخواست حذف این مطلب
می دیدم تلگرام آنلاین هست گاهی میگفتم خوب سلامت هست و کافیه. دیروز دیدم آ ین آنلاین تلگرامش یک ماه پیش بوده و گوشیش هم خاموش و ... .
خونشون رو در حد کوچه یادمه دل افگار، فکوری، فکری چنین چیزی بود. پلاک هم حدودی یادمه 2،12، 22 ! و صبح میرم ببینم دوست چرا نیست.